می ترسم .......
می ترسم تو نباشی و اشکهای غریبانه تو باشد که از آسمان بر صورت روزگار فرو می چکد.
وقتی تو نیستی باران تمام اشک های دلتنگ را همنوا با خویش جاری میکند و بغض ها را می شکند .....
وقتی تو نیستی باران همان نبودن توست که قطره قطره گریه می شود در جای جای زندگی ....
باران را بی تو نمی خواهم ..... وقتی که نمیدانم تو در کجای زمین بر خطاهای من اشک می ریزی و گناهان مرا دل نگرانی ...
من اشک تو را نمی خواهم ....... طاقت ندارم ..... وقتی تو نیستی باران را نمی خواهم حتی اگر زیباترین و زلال ترین باشد !
تو باید بیایی که باران به اصالت خویش بازگردد......
تو باید باشی تا باران به مژده آسمانی بدل شود و امید را زمزمه کند .....
تو باید باشی که در میان باران، چشمان مهربانت را به هر سو بدوزی و رنگین کمان شادی را در میان رحمت پروردگارت پدیدار سازی .....
تو باید باشی تا باران وسعت کویری خاک را سیراب کند و گرنه ...........
دور از تو هیچ سیلابی تشنگی های زمین را اقامه نخواهد کرد ........
آقا جان ............ چقدر انتظار ....... چقدر فاصله ........ چقدر اندوه .... ؟
آیا صدای دلنواز انا المهدی (عج) را خواهم شنید .......... ؟؟
نظرات شما: نظر
معلّم یک کودکستان به بچههاى کلاس گفت که میخواهد با آنها بازى کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدمهایى که از آنها بدشان میآید، سیبزمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.
فردا بچهها با کیسههاى پلاستیکى به کودکستان آمدند. در کیسه بعضیها 2، بعضیها 3، بعضیها تا ? سیبزمینى بود. معلّم به بچهها گفت تا یک هفته هر کجا که میروند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند.
روزها به همین ترتیب گذشت و کمکم بچهها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیبزمینیهاى گندیده. به علاوه، آنهایى که سیبزمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچهها راحت شدند.
معلّم از بچهها پرسید: «از این که سیبزمینیها را با خود یک هفته حمل میکردید چه احساسى داشتید؟» بچهها از این که مجبور بودند سیبزمینیهاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند.
آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: « این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدمهایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه میدارید و همه جا با خود میبرید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد میکند و شما آن را همه جا همراه خود حمل میکنید. حالا که شما بوى بد سیبزمینیها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید، پس چطور میخواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟»

نظرات شما: نظر
ما انسانها بیشتر اوقات به خداوند اعتراض می کنیم که چرا دعای ما را اجابت نمی کند ، در حالی که در قرآن در آیه 60 سوره غافر فرموده : « ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُمْ » (غافر/60) مرا بخوانید ، به شماجواب می دهم. ( دعا کنید ، اجابت می کنم.)
اگر خدا چنین گفته پس چرا گاهی اوقات ما هر چه دعا می کنیم دعایمان مستجاب نمی شود؟!
در جواب باید گفت ؛ درست است که خداوند در قرآن گفته دعای ما را اجابت می کند ولی این در صورتی است که ما هم دعا و درخواست خدا و پیامبرش را اجابت کنیم.
خداوند در آیه 24 سوره انفال می فرماید: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ » (انفال/24)
یعنی ای کسانی که ایمان آوردید اگر خدا و رسولش شما را دعوت کرد جواب دهید. یعنی به آنچه خدا و رسولش از شما خواسته اند عمل کنید.
ما مسلمانان چه مقدار به خواسته های خدا و رسولش اهمیت می دهیم؟! اگر یک نگاه به اعمال و رفتار خود بیاندازیم و کمی فکر کنیم ، حتما جواب سؤالمان را خواهیم گرفت. تا زمانی که من نوعی به آنچه خدا می خواهد عمل نکنم و درخواست خدا را اجابت نکنم ، نمی توانم گله وشکایت کنم که چرا خدا دعایم را مستجاب نمی کند.
این مورد یکی از علت های مستجاب نشدن دعاهای ماست و گرنه علت های زیادی برای عدم استجابت دعا ذکر شده که مهمترین آن صلاح و مصلحت کارهای ما است که خداوند بهتر از ما به آن آگاه است.
نظرات شما: نظر
من یک عدد سؤال دارم از دوستان:
مگه نه اینکه در دین اسلام مرد نون آور و سرپرست خانواده هستش و این مرد هستش که تشکیل زندگی مشترک میده و زن را تحت سرپرستی خودش در میاره و بعد از ازدواج زن باید به رسم همین امر مطیع همسرش بشه.
پس چرا پدر دختر باید وسایل زندگی شوهر دخترش را تأمین کنه ؟!
حالا پدر دختر این ایثار را میکنه و به خاطر حفظ آبروش با هزار قرض و قوله و شب بیداری کشیدن وسایل زندگی یه مرد دیگه که قراره تشکیل زندگی مشترک بده را تأمین میکنه. دیگه چرا خانواده ی داماد مثل طلبکارها میان دونه دونه جهیزیه را بررسی می کنند که نکنه یه وقتی کفگیر قابلمه ای از قلم افتاده باشه؟ یا اینکه نکنه جنس ایرانی توی جهیزیه باشه ؟!
این کم لطفی نیست ؟!!!! بی انصافی نیست ؟!!! 
این رسم را کی راه انداخته ؟ بر چه اساسی ؟ دلیل شرعی براش وجود داره؟ 
چطوره که این همه درباره مهریه بحث میشه و سفارش به کم گرفتن مهریه میشه ولی یک نفر نمیگه جهیزیه های آن چنانی معنا نداره ! یک نفر نمیگه اصلا وظیفه ی پدر عروس نیست جهیزیه تهیه کنه !
پ.ن :
به نظر من دختر و پسر باید به کمک خانواده ها از هر دو طرف به طور مساوی وسایل ضروری زندگی را تهیه کنند و زندگی مشترک را به سادگی شروع کننند. بعد خودشون دو نفری هر چی دوست داشتند را کم کم و به مرور زمان تهیه کنند. اینطوری لذتش هم بیشتره. هیچ منّتی هم سر کسی گذاشته نمیشه. خواهر من و همسرش که دوازده سال پیش اینطوری زندگیشون را شروع کردند ، الان الحمدلله بیشتر وسایل زندگیشون تکمیل شده و خیلی هم زندگی خوبی دارند. سختی کشیدند ولی به قول خودش خیالشون راحته که کسی به خاطر اونها به زحمت نیافتاده و حاصل دست رنج خودشون را می بینند.
نظرات شما: نظر
