سفارش تبلیغ
بررسی مالکیت دامنه هاست ایران
دوستانه
نوشته شده در تاریخ شنبه 92 بهمن 19 توسط دوستانه | نظر

کیف قرآنی ای داشتم که سی جزء قرآن، در سی جلد کوچک داخلش بود. بیشتر برای حفظ قرآن ازش استفاده می کردم.

یک جلدش کم شده بود، جزء سی نبود. هر چی دنبالش گشتم پیدا نکردم. همسرم که میخواست نماز بخونه، سجادشو باز کرد، جلد سی ام را داخل سجادش دیدم.

گفتم: کِی اینو برداشتی؟ اینا سی جلده که همیشه باید کنار هم باشه! چرا نذاشتی سر جاش؟

گفت: چه اشکالی داره خب توی سجاده ی من باشه.

گفتم: این همه قرآن، برو یکی دیگه بردار.

گفت: آخه من با سوره های جزء سی کار دارم بعد از نماز.

گفتم: خب یه عم جزء بذار تو سجادت. این جلد باید کنار 29 جلد دیگه تو کیف قرآنم باشه. اگه قرار باشه بیرون از کیف باشه زودی خراب میشه. میخوام این کیف قرآن رو تمیز و سالم نگه دارم برای دخترمون. اگه داخل سجاده ی تو باشه به مرور زمان کهنه میشه و صفحاتش خراب میشه.

قرآن را از داخل سجاده ی همسرم برداشتم و گذاشتم لب پنجره که بعدا بذارمش داخل کیف قرآن کنار 29 جلد دیگه. ولی نمیدونم چطور شد که فراموش کردم.

چند روز بعد همان جلد را در حالی که خیس شده بود کنار پنجره ی اتاق دیدم و آه از نهادم بر آمد. متأسفانه وقتی باران آمده بود، قطرات باران به داخل نم داده بود و قرآن خیس شده بود و صفحاتش نمناک شده بود.

میگن چوب خدا صدا نداره ...





طبقه بندی: چوب خدا،  قرآن،  جزء سی
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.

دریافت کد آمارگیر سایت