سفارش تبلیغ
صبا
دوستانه
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 89 تیر 3 توسط دوستانه | نظر
در دومین جمعه از ماه رجب، که از ماههاى حرام است و احترام خاصى در میان همه قبایل و طوائف داشت، ازدحام عجیبى در اطراف کعبه بود و سیل مردم از پیر و جوان با احترام ویژه اى در اطراف خانه خدا در حال طواف بودند که زنى حامله، با چهره اى شکسته، در گرداگرد خانه خدا بى تابانه مى گردید و با انگشتان لرزانش به جامه کعبه آویخته بود و در حالى که قطرات اشکش سیل آسا به صورتش مى ریخت، زیر لب مى گفت:
پروردگارا! من به تو ایمان آورده ام و به آنچه کتاب و پیامبر از سوى تو آمده ایمان دارم. پروردگارا! من به آیین جدم «ابراهیم خلیل» که بینانگذار این خانه کهن است، ایمان دارم. پروردگارا! ترا سوگند مى دهم به حق بنیانگذار این بیت، و به حق این مولودى که در شکم دارم، این زایمان را بر من آسان گردان.
چشمهاى کنجکاو او را مى دید و گوشهاى شنوا سخنانش را دنبال مى کرد و حس کنجکاوى در مغزها تحریک مى شد، که ناگهان فریادى از تعجب از همگان بلند شد و به دنبال آن سکوتى سنگین بر همگان حکم فرما شد. آب در گلوها خشکید، حیرت و تعجب بر چهره ها نقشى شگفت زده بود و نفسها از سینه ها بیرون نمى آمد.
کسى جرأت نداشت سکوت را بشکند و بگوید: لحظه اى پیش دیوار کعبه شکافته شد و زن حامله اى به درون خانه خدا رهنمون شد!
چه کسى باور مى کرد که سنگ خارا آغوش باز کند و زن حامله اى را در خود جاى دهد؟!
حیرت و تعجب مردم هنگامى افزایش یافت که تلاش پرده داران کعبه، در گشودن قفل در به نتیجه نرسید.
لحظه به لحظه بر ازدحام مردم افزوده مى شد، همگان در انتظار بودند که از فرجام این راز آگاه شوند. از نقطه نظر مردم نگران و حیرت زده، هر لحظه اى چون یک ساعت مى?گذشت و همگان ثانیه شمارى مى کردند که نیروى غیبى این مشکل را بگشاید.
پس از گذشت مدتى طولانى، همان سنگ خارا آغوش باز کرد و فاطمه بنت اسد در حالى که مولود کعبه را در آغوش داشت بیرون آمد.
صداى هلهله اوج گرفت و در خانه?هاى مکه طنین انداخت. ابوطالب، عمو و برترین حامى محمد(ص) در حالى که برق شعف از دیدگانش مى?جهید، بانگ برآورد:
أیّها النّاس: ولد فى الکعبة ولى اللَّه.
هان اى مردم! ولى خدا در خانه خدا دیده به جهان گشود.
این حادثه پرشکوه و بى?نظیر تاریخ، به روز جمعه، سیزدهم ماه رجب، سى امین سال حمله ابرهه به خانه خدا (عام الفیل) اتفاق افتاد.
حضرت علی(ع) فرزند ابوطالب ده سال پیش از بعثت متولد شد و پس از شش سال در اثر قحطی که در مکه اتفاق افتاد بنا به در خواست پیغمبر اکرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموی خود یعنی پیامبر منتقل گردید و تحت سرپرستی و پرورش مستقیم آن حضرت درآمد. پس از چند سال که پیغمبر اکرم (ص) به موهبت نبوت نایل شد و برای نخستین بار در (غار حرا) وحی آسمانی به وی رسید وقتی که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود، علی (ع) به آن حضرت ایمان آورد و باز در مجلسی که پیغمبر اکرم (ص) خویشاوندان نزدیک خود را جمع و به دین خود دعوت نموده فرمود:
((نخستین کسی که از شما دعوت مرا بپذیرد خلیفه، وصی و وزیر من خواهد بود. تنها کسی که از جای خود بلند شد و ایمان آورد علی (ع) بود و پیغمبر اکرم (ص) ایمان او را پذیرفت و وعده های خود را درباره اش امضا نمود و از این روی علی (ع) نخستین کسی است در اسلام که ایمان آورد و هرگز غیر خدای یگانه را نپرستید)).
حضرت علی (ع) پیوسته ملازم پیغمبر (ص) بود تا آن حضرت از مکه به مدینه هجرت نمود و در شب هجرت نیز که کفار خانه آن حضرت را محاصره کرده بودند و تصمیم داشتند آخر شب به خانه ریخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمایند علی (ع) در بستر پیغمبر اکرم (ص) خوابیده و آن حضرت از خانه بیرون آمده رهسپار مدینه گردید و پس از آن حضرت مطابق وصیتی که کرده بود, امانتهای مردم را به صاحبانش رد کرده , مادر خود و دختر پیغمبر را با دو زن دیگر برداشته به مدینه حرکت نمود.
در مدینه نیز ملازم پیغمبر اکرم (ص) بود و آن حضرت در هیچ خلوت و جلوتی علی را کنار نزد و یگانه دختر محبوب خود فاطمه را به وی تزویج نمود و در موقعی که میان اصحاب خود عقد اخوت می بست او را برادر خود قرار داد.
حضرت علی (ع) در همه جنگها که پیغمبر اکرم شرکت فرموده بود حاضر شد جز جنگ تبوک که آن حضرت او را در مدینه به جای خود نشانیده بود و در هیچ جنگی پای به عقب نگذاشت و از هیچ حریفی روی نگردانید و در هیچ امری مخالفت پیامبر (ص) را نکرد چنانچه آن حضرت فرمود:
((هرگز علی از حق و حق از علی جدا نمی شود)).

دو حدیث از حضرت علی (ع):
العِلمُِ کنزٌ عظیمٌ لا یَفنی: دانش گنجینه ای بزرگ و فناناپذیر است که نابودی ندارد.

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ:

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.




طبقه بندی: ماه رجب،  امام علی علیه السلام،  کعبه،  حدیث
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 87 مهر 1 توسط دوستانه | نظر

چرا بعضی ها می خواهند امام علی علیه السلام را محکوم به گوشه نشینی و صوفی گری کنند؟

چرا دائما دم از سکوت و خانه نشینی علی می زنند؟! یعنی امام علی علیه السلام در تمام عمرش بعد از رحلت حضرت رسول صلوات الله علیه و آله و سلّم هیچ کاری به حکومت اسلامی نداشت و سکوت اختیار کرد؟!

خود امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: دو گروهند که نسبت به من گمراه می شوند و به جهنم می روند: کسانی که نسبت به من غلوّ می کنند و من را نشناخته بالا می برند. کسانی که نشناخته از من بد می گویند.

یک عده عرفانی را خودشان به اسم امیر المؤمنین ساخته اند و به آن حضرت نسبت می دهند. خودشان را در پشت امیر المؤمنین علیه السلام مخفی کرده اند و اهداف شومشان را پیاده می کنند. امیر المؤمنینی که آنقدر برای حکومت اسلامی تلاش کرد را ندیده می گیرند. عرفان علی را جلو انداخته اند تا حکومت داری علی دیده نشود. سیاست علی دیده نشود.

چرا اینقدر تلاش میکنند که دین را از سیاست جدا کنند؟ دینی که خاموش باشد دین نیست. دینی که کنج خانه ها باشد دین نیست.

آنها که هشت سال دفاع مقدّس را محکوم می کنند. آنها که شهدای ما را شهید نمی دانند. آنها که ارزشهای اسلامی ما را به باد تمسخر می گیرند بدانند که هر چقدر هم تلاش کنند به اهداف پلیدشان نمی رسند ، زیرا این انقلاب صاحب دارد. صاحبی که هیچ کس توان مقابله با او را ندارد.





طبقه بندی: امام علی علیه السلام
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.

دریافت کد آمارگیر سایت